ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

168

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

ابو موسى ، تو بدين واسطه خواسته‌اى به من نزديك شوى در صورتى كه نظر مرا نمىدانى . آيا تو گمان مىكنى من به طرف كارى مىروم كه عمر [ پدرم ] مرا از آن باز داشته است . آيا گمان مىكنى من در كارى وارد مىشوم در حالى كه على از من بهتر است ؟ اگر چنين كارى كنم ، خسارت ديده‌ام و از راه يافتگان نخواهم بود . از سخن تو و از كار تو در حق من و على و معاويه ، خشمگين شدم . از اين بزرگ‌تر اين كه عمرو تو را فريب داد در حالى كه تو حامل قرآن هستى ، و نمايندهء مردم يمن به سوى رسول خدا ( ص ) و يار ابو بكر و عمر . عمرو براى اين كه تو را فريب دهد ، نخست تو را براى سخن گفتن فرستاد . به جان خود سوگند ، براى تو جايز نبود سخنى در مورد على بگويى تا زمانى كه عمرو در مورد معاويه نگفته بود . بر ما نيز جايز نيست سخنى در مورد على بگوييم . آنچه را تو رضايت دادى ما از آن بيزارى نمىجوييم . وقتى نامهء عبد الله به ابو موسى رسيد وى در پاسخ عبد الله چنين نوشت : به خدا سوگند ، من نمىخواستم تو را به عنوان خليفه معرفى كنم ، در اين ميان فقط براى رضاى خداوند كار كردم . من كار اين مردم را از روى اكراه پذيرفتم . آنان بر لبهء شمشير بودند و كار آنان را بر اساس سنت رسول خدا ( ص ) پذيرفتم . اما در مورد خشم تو از سخنان من نسبت به على و معاويه ، آن دو قبل از اين بر تو خشمناك شده بودند . اما در خصوص فريب خوردن من از عمرو ، به خدا سوگند ، فريب من هيچ گونه ضررى براى على نداشت و به نفع معاويه نيز نبود . نامهء معاويه به ابو موسى زمانى كه ابو موسى در مكه بود معاويه براى وى نامه‌اى نوشت . آنانى كه تو را ناخشنود كرده‌اند من نيز آنان را ناخشنود دارم . به شام بيا ، من از على براى تو بهتر هستم . و السلام . پاسخ ابو موسى به نامهء معاويه ابو موسى به معاويه نوشت : همان نظرى را كه عمرو در مورد تو دارد ، من نيز دربارهء على دارم ، بجز اين كه هر چه كردم براى خدا كردم و عمرو هر چه كرده است براى تو بوده است . بين من و عمرو شرطى بود كه از روى رضايت هر دو توافق كرديم . وقتى كه عمرو از شرط خود